ميرزا حسين خان مبصر السلطنه
84
مراسلات طهران ( فارسى )
آب براى شما ابتياع نمايم كه به دقّت و سليقهء خودمان تغييراتى در آن متدرّجا داده شود ، عمارتى هم به سليقه متدرّجا در آن ساخته گردد . اين چند محلّى كه سابقا عرض كرده بودم ، حالا از حوصلهء ماها زياد است و پول زحمت نكشيده لازم دارد ، بهتر اين است از خيال آنجا منصرف باشيم . گمان اين شد كه استطاعت خريد آنجا موجود باشد . اين بود كه سابقا هم عرض كردم در صورت استطاعت ، محسّنات بر آن مترتّب است . در خصوص خانه هرچند روز سركشى كردهام و همچنين سپردهام كه باغچهها را گلكارى نمايند ، گلدانها را هم بيرون گذاردهاند ، مخلص مراقبت دارد . در خصوص رفتن عالىجاه نورچشمى ميرزا عبد اللّه به اصفهان ، ارادهء سركار عالى چهطور قرار گرفت ، خود او نوشته بود كه سركار خان اجازه دادهاند در باب عمل گمرك نمىدانم در خصوص سنهء آتيه كه سال نو باشد چه دستورالعملى به جهت سركار عالى رسيده . از ندادن تخفيف ، فوق النّهايه ، متألّم و متأثّر شدم و در اين صورت خيلى سخت و ناگوار است متحمّل اين كار پرزحمت بىمداخل شد . مواجب هم كه معلوم نيست صورت پذيرد . حضرت اجلّ با آن مواعيد و اظهار مراحم در آنجا ، اين دو فقره خواهش و استدعاى سركار توجّهء خود را دريغ فرمودند ، عقيدهء سركار مقرّب الخاقان هادى خان استعفا از اين كار و مصاحبت با معتمد السّلطان محمّد حسين خان سعد الملك است و با بيست سال عقايد خود در ضمن نگارشات خودشان اشعار داشتند ، نمىدانم عقيدهء سركار در اين باب چهچيز است ، البتّه اين بنده را از نيّات و ارادات خود مفصّلا استحضار دهيد . در باب اسبابهاى سركار مقرّب الخاقان حاجى خان ، دوسه روز قبل به اتّفاق ، در خانه رفته ، تمام اسباب ايشان را ، با اسبابى كه نزد مشهدى حاجى آقا بود ، او هنگام حركت به سمت كاشان ، در پنج درى گذارده بود ، تسليم ايشان نموده ، قبض رسيد گرفتم ، يك برد يمانى نزد مشهدى حاجى آقا مانده است ، از قرار معلوم فروخته ، لكن وجه قيمت آن را نپرداخته است . يك يخدان آشپزخانه هم مىگفتند جزو اسباب شخصى به سركار بوده ، كه آن هم در پنج درى نبود . بارى در خصوص باغ و عمارت و چهگونگى كار و شغل خودتان مشروحا بنويسيد كه از ارادهء سركار كاملا مستحضر باشم .